برای من بسیار جالب است که مطالب این وبلاگ با موضوع انتخابات عجین شده است حال چه از نوع بسیار زیبای ایرانی اش، که دقیقاً همانگونه که سیاست پیشه های ما در دنیا به تبلیغ آن می پردازند، "نماد وحدت" و چه از نوع بسیار تردید برانگیز و نژادپرستانه ی آمریکایی و یا چندش آور اروپایی و غیره و ذالک!
در یکی از پستهای سابقم، به حضور آقای باراک اوباما در انتخابات آمریکا اشاره کرده بودم که در آن زمان ایشان در حال مبارزه با خانم کلینتون جهت کسب نامزدی حزب دمکرات بودند و حال پس از پیروزی در برابر هم حزبی خود، بر نماینده ی حزب رقیب نیز پیروز شده اند یعنی دیگر ایشان نخستین رییس جمهور آفریقایی تبار تاریخ آمریکا می باشند.
یکی از دوستان می پرسند: می دانید آمریکاییها چگونه این اشتباه تاریخی را مرتکب شده اند که اوباما توانست اینچنین نظر اکثر رای دهندگان سفید و سیاه و سرخ و زرد را جلب کنند؟! و اصولاً جهت پیشگیری از ظهور مجدد چنین فاجعه ای چاره ی اهالی ینگه دنیا چیست؟!
قطعاً پاسخ این سئوالِ بسیار دشوار ،بسیار ساده است! چه اینکه آمریکاییها در درجه نخست باید انتخابات کشور ما را الگو و نمونه دقیقی از منش سیاسی خود قرار دهند و به موازات این اقدام، قانونی را مصوب نمایند که اولاً هر شخص رنگین پوست و دوماً هر شخصی را که به مکتبی غیر از مسیحیت کاتولیک اعتقاد دارد به صورت خودکار قبل از اینکه حتی به فکر کاندیداتوری باشد حذف نماید! البته جهت حصول اطمینان از اجرای صحیح این قانون بایستی فی الفور اقدام به تاسیس نهادی نمایند که ناظر بر اجرای صحیح این قانون بوده و در مواقعی که احیاناً کوتاهی در اجرای آن مشاهده شود به عنوان مثال در مواردی که به دلیل کوتاهی در امر نظارت، شخصی کاندیدا شده و حتی رای قاطعی نیز به دست آورد، قادر به حذف ایشان بوده و شخص صالحی را جایگزین وی نمایند!
البته پیشنهاد بر این است که شمول این قانون با افزودن چند متمم و تبصره به انتخابات کنگره، سنا، فرمانداری ایالتها، شهرداریها و حتی اعضای شورای شهر نیز تسری یابد تا از ورود هر ناصالحی به این پایگاههای مهم حکومتی جلوگیری گردد. برای پیشنهاد فوق می توان مزایای بسیاری برشمرد که در اینجا فقط به یک مورد از مهمترین آنها اشاره کوتاهی می شود:
قطعاً در بین سیاستمداران آمریکایی- از وزرا گرفته تا نمایندگان مجلس و مشاورین رییس جمهور و غیره و ذالک از گذشته تا به حال- بسیارند کسانی که دارای مدرک دکتری و آنهم از دانشگاه آکسفورد باشند. ما کاری نداریم که ایشان شاید ندانند که اصولاً دانشگاه مزبور در کجای این کره خاکی واقع شده و یا اینکه دانشگاه مزبور هیچ شعبه دیگری در دنیا غیر از خود آکسفورد نداشته و یا اینکه اصولاً دانشگاهی است که بخشی از حیثیت خود را مدیون نام و اعتبار فارغ التحصیلان خود می داند و به هر کسی که از راه برسد مدرک صادر نمی کند و قاعدتاً اینگونه نیست که مانند برخی نقاط دنیا مدارک نحصیلی را با پول معاوضه کنند و یا احیاناً به افراد ضعیفی که قدرت مجازی خود را از طریق اهرمهای جور و واجور اقتصادی و سیاسی و مذهبی کسب کرده اند، بی چون و چرا مدرک دکتری صادر کند. این مقدمه را از این حیث عرض کردم که قدرت تشخیص افراد صالح را از غیر در خوانندگانم ایجاد کرده باشم تا قادر به شناخت فرد اصلح و متعهد باشند.
جان کلام اینکه، قطعاً به کار گرفتن این گونه افراد که هم تعهد آنها به ثبوت رسیده و هم مدارک دکتری آنها به دلیل تعهد بالایشان در عرض فقط یک شب صادر شده، هم اجر دنیوی به دنبال خواهد داشت و صد البته اجر اخروی و راهکاری بس موثر است که قطعاً آن کشور را در مسیر توسعه، عدالت اجتماعی، احترام به حقوق اقلیتهای قومی، مذهبی، دینی و کلی مسیرهای مختلف و متنوع دیگر که نیازی به نوشتن آنها نیست (!)، قرار خواهد داد.
